اگر حوصله پر حرفی من رو دارید بریم ادامه مطلب :)
- ۹ نظر
- ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۱۰
اگر حوصله پر حرفی من رو دارید بریم ادامه مطلب :)
در همین ساعت و ثانیه بی هیچ دلیلی حالِ دلم خیلی خوبه و هی لبخند میزنم :)
خیلی پیش میاد برام بی خود و بی جهت ناراحت باشم مخصوصا الان که پشت کنکوری ام و ....
ولی خیلی کم پیش میآد اینجوری حالم خوش باشه بی هیچ علتی ☺️💝
برآ شمآیی که داری اینجا رو میخونی ازین بی دلیل خوش بودن هآ ارزو میکنم 💜🦄
+سارآ جانم اگر اینجا رو میخونی میشه یه نشونه بذاری از خودت؟ دلم بدجوری تنگ شده برات لعنتی♥️
+ تو اگر این زبونو نداشتی چیکار میکرردی؟
- بآ چشمام قربونت میرفتم ^_^
این انقلابی که فیلمِ گُرگ و میش در من به پا کرده هیچ عاشقانه ای نمیکنه 💔🤫
همایون اسعدیان تو داری با دلِ مخاطبآ چیکار میکنی آخه؟؟
همینجوری داشتم با اینستا برادرم یه چرخی به اطراف میزدم و همینجوری اخبار جدید رو دنبال میکردم که یهویی یه پیج دیدم که مربوط میشد به یک زوج عاشق که بعد از ۴ سال بهم رسیده بودن :)
خدایی با اینکه برای خودم ازدواج یه چیز خوشحال کننده و خوب نیست (در حالِ حاضر حداقل)ولی همیشه از شنیدن رسیدن دو نفر لبخند به لبم میاد و آرزویِ خوشبختی میکنم براشون !
از سرِ کنجکاوی رفتم ببینم تو پیجشون چه خبره؟
تویِ قسمت Bio اینستاگرامشون تاریخ وصال و تولد عروس خانوم نوشته شده بود !
بدون توجه به تاریخ و اینا همینجوری داشتم عکسا رو میدیدم که متوجه شدم سال قبل خانوم باردار بوده و در ماهِ پنجم جنین سقط شده بود 🤦🏻♀️
و چقدر گویا بعدش حرف و حدیث پیش اومده بود و طرف مجدد بعد از یک ماه اقدام به باردار شدن شدن میکرده 🤦🏻♀️
خوب خیلی ناراحت شدم ولی یهویی دیدم که بازم اعلام کرده که الان بازم ۵ ماهه بارداره و اینبار یه پسره و کلی خوشحال بودن ازین بابت :)
اومدم بیام بیرون که بی اختیار یه عدد ۸۰ تویِ Bio دیدم🤨🤭
دیدم نوشته تاریخ تولد عروس خانوم ؛
۳۱ شهریور ۱۳۸۰
اینقدر شوک آور بود که چند بار خوندم بیینم چشام درست میبینه !!؟؟؟
هنوز که هنوزه از فکر اینکه یه نفر که ۲۳ ماه از من کوچیکتره و الان استایل زندگیش ۱۰۰۰درجه با من تویِ شوکم 🤐
اخه چجوری وقت داشته دختر ۱۷ ساله هم ۴ سال عاشق بوده و هم دو سال عقد بوده و هم بعد از عروسی یه بار باردار شده و سقط انجام شده و الان بازم بارداره؟؟
والا حس میکنم دیگه ما دهه هفتادیا کلا رفتیم کنار و دهه ۸۰ رو بورس رفته و خیلی هم زود واردِ عمل شدن !
میدونید همیشه از تحلیل زندگی اشخاص متنفرم چه برسه به اینکه این تحلیل رو بنویسم ! چون زندگی خودشه و انتخاب خودشه!
ولی اینبار نوشتم ؛
که بگم بیشتر مواظبِ حسُ حال دخترونگیم باشیم و یکم ازش لذت ببریم !
هر چیزی به زمانِ خودش قشنگه :)
اینکه بدن یک دختر ۱۵-۱۶ ساله نتونسته جنین نگه داره و متاسفانه تو چنین سنی این دختر دچار سقط جنین شده قطعا اونقدر نگران کننده هست که حداقل خانوادش برای سلامت خودش ازش بخوآن اندکی صبر کنه برای مادر شدن و به بدنش برسه ! ولی متاسفم برایِ این فقر فرهنگی که طرف بدون توجه به سلامتِ خودش از ماه بعد از سقط جنین مجدد داشته اقدام میکرده 🤦🏻♀️
+اگر مادر شدید قبل از هر چیزی به دخترتون از ارزش هایی که داره بگید و اینکه اولویتش سلامت جسمش باشه نه حرف بقیه :)
+ناراحت نمیشم اگر بعد از خوندن این پست متهم شم به یه آدم خودخواه و قضاوت گر ....
در غیرِممکن ترین زمان و مکان دیدمشـ
نگام کرد
نگاش کردم
لبخند زد بهم
سرمو برگردوندم و دستکشمو دستم کردم و راهمو ادامه دادم
از دیدِ سوم شخص اون فقط یک رهگذر بود :)
ولی فقط منُ خودشُ خدا میدونیم چی گذشته و تموم شده ...
دوست نداشتم ببینمش دوباره بعد از اون همه تلاشم برای فراموش کردنش...
یه خاطره هایی رو با تلاش تویِ ذهنت خاکستری و محوش میکنی ولی شاید در ۱ ثانیه و با دیدن یک صحنه یا یک آدم تمام اونا برگردن ...
نمدونم اینکه همیشه ۹۰٪ عقلم تصمیم میگیره و ۱۰٪ قلبم خوبه یا نه ؟!
ولی گاهی چنان همین ۱۰٪ ذهنمو میریزه بهم و فشار میاره بهم که دیگه بی اختیار میشم ...
مثلِ الآن
که هجوم ِ افکار داره دیوونه ام میکنه و چاره ای جز سکوت ندارم ....
به قولِ شاعر ؛
در دلم انقلابیست ....