سومیشـ
مامان💜
-سمانه عزیزم کتابی لازم نداری؟
-سمانه مامان گرسنه نیسی؟
-سمانه ویتامین ث خوردی؟
-سمانه میوه آوردم بیا از رو پله ها ببرش🍇🍎
-سمانه مامان صدای تلویزیون اذیتت کردی بگی ها ؟ (فاصله اتاقم تا سالن اونقدری هست که هیچ صدایی از تلویزیون حس نکنم)
-سمانه ازین به بعد برات ناهار برات بیشتر میکشم؛ تو الان خیلی لازم داره بدنت.🍔🍟
-سمانه اصلا استرس نداشته باشیآ من مطمینم تو رتبه X رو میآری :*
-اگه سال دیگه بری یه شهر دیگه من از دلتنگیت له میشم که 😩 (با یاداوری تماس تصویری ارومش میکنم )
پدر💚
-بابایی میرم بیرون کتابی ، خوردکاری نمیخوای بخرم ؟
-گل دختر بیا ببین برات بستنی خریدم ،ازینآست که دوست داریآ ^_^🍦
-نبینم به خودت فشار بیاریآ ! هیچی مهم تر از سلامتیت نیست دخترم.
-مگه من دلم میآد یه دونه دخترم رو بفرستم یه شهر دیگه :( ؛ میفرستمت همون رشته ای که میخوآی دانشگاه x که تو شهر خودمونه !🙄😌
برادر💙
-سمانه بیا ببین چی خریدم برات :) ! آدامس Action با چهار طعم !
- میگم سمی ، اگر رشته x قبول شدی ما رو از یاد نبریآ !
- سمی بدنت خسته نیست بیام مشت و مالت بدم :)
- چقدر میری حموم :/ من به عنوان مدیر برنامه هات اجازه دو بار در هفته حموم رفتن رو میدم ! از درسآت جا میمونیآ ! (من ولم کنن روزی سه بار میرم حموم 😄)
- وآی به حالت اگر کنکور دادی رشته X قبول نشدی ، تمام مدرسه بردنآ و کلاس بردنآ رو از حلقومت میکشم بیرون!(تهدید میکنه من درس بخونم )😂😂😂😂
-سال دیگه رفتی یه شهر دیگه دانشگاه ، برات خونه گرفتیم؛ من دیگه کلا میام باهات زندگی میکنم که تنها نباشی 😎 (الکی مثلا فکر تنهایی منه )
و و و ....
هر روز دارم این جمله های سرشار از انگیزه و عشق رو میشنوم ازشون 😍
ولی هر بار شرمنده تر میشم😩
میگم اگه نشه چی ؟
چجوری جبران کنم این همه خوبی رو ؟ 🙀
هر روز چند مرتبه خدا رو شکرمیکنم که تو چنین خانواده ای قرارم داده 💚💞🙏
خدایا یه کاری کن فقط من شرمنده اشون نشم 🙏🌸
پ.ن: دوستان قالبم برای نمایش مشکلی داره !؟