پارادوکسِ خیالِ من

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بغص» ثبت شده است

رفتن به ادامه مطلب رو به هیچ کس توصیه نمیکنم 😞


  • ۷ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۷ ، ۲۰:۱۶
  • سـَمآنـھ.ر

من ازون دسته کنکورهایی نیستم که تا قبل از کنکور 

بیام اینجا چسناله بنویسم و درد دل کنم 

فردا کنکور اینجا یادم بره :)


کنکورمو خوب یا بد دادم 

دیگه هم بهش فکر نمیکنم 

یکم دلم گرفته فقط 

یکم میخوام تنها باشم :)


فردا میرم مشهد 

تا یک هفته نه مینویسم و نه به کسی سر میزنم 

میخوام تنها باشم ...


مرسی که همیشه همراهم بودین ❤️

  • ۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۱
  • سـَمآنـھ.ر

بعضی آدمـآ تو زندگیم هستن که با تمام دوست داشتنم گاهی ازشون به حد مرگــ متنفرمـ

دلمـ میخواد دور شم ازشون و کلِ رابطمـ باهاشون خلآصه شه تو یکبآر در هفته تلفنی حرف زدن 


ولی حیف هنوز قدرت این دور شدن رو ندارمـ 

😞💔

  • ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۴
  • سـَمآنـھ.ر

کآش هیچ هفته ای جمعه نداشت 💔

  • ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۵:۴۶
  • سـَمآنـھ.ر

گآهی با خودم میگم ؛

اگر من آینده یه دختر مث خودم داشته باشم راضیم ؟


از خیلی جهات اره 

ولی از یه جهت که همیشه خجالت زده ام میکنه بابتش نه راضی نیستم...

  • ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۲
  • سـَمآنـھ.ر

قبلا هر وقت اراده میکردم ؛
گریه میکردم...
از فرط حساسیت زیآد هم با کوچیک ترین حرفی ؛
گریه میکردم..
از دیدن گریه و ناراحتی کسی ؛
گریه میکردم..
یآد آدمآیی که نبودن ؛
گریه میکردم..
زیآد گریه میکردم ولی خآلی میشدم :)

ولی الآن !؟ 
تو همه این مدت ؛
دارم یه بغض لعنتی رو تو گلوم نگه میدآرم..
هر شب دارم تلاش میکنم گریه کنم ولی دریغ از یه قطره اشک !؟

وآقعیتش بآ وجود این همه آدم تو زندگیم ولی خیلی تنهآم..
اون قدر تنهآم که هیچ کس رو ندآرم که تو این حال بغلش کنم و زار زار به حال خودم گریه کنم..
یه چیزی بگم !؟
مامانم رو به اندآزه همه زندگیم دوست دآرم ؛
ولی تفاوت سنی نسبتآ زیآد ما بآعث شده به جآی صمیمیت زیآد،بینمون احترام خاص و خشکی هست که من میتونم فقط در حد روزمره باهاش حرف بزنم..
الآن وآقعا تنهآم..

این روزآ حتی خدآ هم دیگه نیست...

میشه برآم دعآ کنید ؟

  • ۱۱ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۳۳
  • سـَمآنـھ.ر

همیشه تو زندگیتون سعی کنید تو هر شرایطی ، غرورتون رو فدای کسی یا چیزی نکنید :) 
کآش یادت میموند که اگر من تمام این چندسال ازت بیشتر از اونچه بودی تعریف کردم و تو ذهن همه بزرگت کردم چون دوستت داشتم و خواستم پیشرفت کنی..
کی باورش میشه !؟ سمانه مغرور و خودخواه ؛ 100% غرور خودش رو پای این رابطه گذاشت و الان این قدر تحقیر شده که این آدم جواب همه حرفاشو با یه نیشخند بده و ازش فرار کنه...
منتی نیست ؛ دوستم بودی و دوستت داشتم..
ولی این حق من نبود ...

ازین به بعد میخوام فقط خودمو اولویت قرار بدم...


+از اعماق قلبم میخوام که این بار فقط قضاوت کرده باشم :)

  • ۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۵۵
  • سـَمآنـھ.ر