امروز که بیان رو باز کردم و دیدم بر خلاف همه No Internet Connection ها،
اینجا هنوز برقراره و درشُ به روم نبسته ....
پرت شدم به ۱۲-۱۳ سالگیم..
روزایی که توی میهن بلاگ مینوشتم؛
از مدرسه که بر میگشتم سریع میرفتم سراغ گوشیم و پنل کاربری رو چک میکردم
با عشق کامنت ها رو میخوندم و جواب میدادم.
فقط برای اینکه یه پست جدید گذاشته باشم و به دوستام پیام بدم که : وبلاگم آپ شد (!)، با بی محتواترین مطالب پست میذاشتم.
شاید توی تمام این سالها کلی آدم وارد زندگیم شده باشه و رفته باشه و من حتی فراموش کرده باشم که چنین آدمی وجود داشته !، اما تک تک اسم های اون سالها رو یادمه...
دروغ چرا،
دلم برای اون سمانه خیلی تنگ شده،
دلم همون سطح دغدغه رو میخواد ...
خیلی بزرگسالی سخت شده و داره بهم سخت میگیره...
- ۵ نظر
- ۲۳ دی ۰۴ ، ۱۸:۳۹