پارادوکسِ خیالِ من

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

پاهامو به روال همیشه گذاشتم روی مبل و خودم پهن زمین شدم 

کش موهامو باز کردم و پخششون کردم روی قالی

یه باد خنک از سمت کولر میخورد به سرم 

زل زدم به سقف

از توی آینه های در هم و برهم لوستر به خودم و لباس گشاد و خنده دار تنم نگاه کردم 

توی همون سکوت شاید خوب فقط فکر کردم 

به اینکه امروز چهارشنبه است و تا جمعه فاصله ای نیست!

به اینکه راستی راستی داره تموم میشه ؟

به اینکه اگر نشد چی ؟ و در همین حین خودمو دعوا میکنم که مگه قرار نشد این فکر مخرب رو حذف کنی ؟؟

به اینکه......


لحظاتی چشمامو بستم و گذاشتم ذهنم به هر جا دوست داره سفر کنه ! 

ذهنم جایی نرفت و فقط یه موج آرامشی وجودمو گرفت !

و مرتب توی ذهنم مرور میشد که:

سمانه به تهش فکر نکن ! مگه قرار نشد بسپاری دست خدا ؟


چشامو باز کردم و مجال این افکار رو از ذهنم گرفتم !

و شاید همین چند دقیقه کل این 9 ماه مثل یک فیلم با دور تند از جلوی چشام رد شد...

  • سـَمآنـھ.ر

کارتِ ورود به جلسه کنکور هم اومد .....

جمعه احتمالا شب بیهوش میشم ؛

 چون هم ۲۷۰ دقیقه باید سر جلسه کنکور تجربی بشینم

هم ۱۸۰ دقیقه باید سر جلسه کنکور زبان بشینم 

حوزه‌ام هم همون دانشگاهیِ که ۸ آبان ۹۷ از پرستاریش انصراف دادم و به پشتِ کنکوریها پیوستم ...


خدایا خودت این روزای باقی مونده رو برام مملو کن از آرامش ...

خودت بهم توانمندی اینو بده که جمعه بتونم اونچه واقعا خوندم و توانمندیشو دارم رویِ پاسخبرگم پیاده کنم!


برایِ همه رفقایِ کنکوریِ حقیقی و مجازیم ارزویِ موفقیت دارم و از خدا میخوام وقتی از جلسه کنکور بیرون میان یه لبخندی بر لبشون باشه که نشونه موفقیتشون باشه 💎


اگر چشمتون به این پست خورد برایِ منم دعا کنید❤️

  • ۰۹ تیر ۹۸ ، ۱۸:۲۳
  • سـَمآنـھ.ر

فقط همون لحظه ای که با داداشت قهریُ و از بیرون میاد تا نون بربریِ محبوبت رو خریده 😍

هنوز قهریم ولی 😅🙊

  • ۰۴ تیر ۹۸ ، ۲۰:۵۲
  • سـَمآنـھ.ر