پارادوکسِ خیالِ من

دهمیشـ

پنجشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ب.ظ

ادامه برای دل خودم نوشتم 😞

پر‌از بارمنفی هست پس نخونید 🙇🏻‍♀️

توی کل عمرم و سخت ترین شرایط زندگیم ؛

هیچ وقت روحم اینقدر خسته و نابود نبوده 🙄

حالم بدِ بدِ بدِ 😔

۱۴ روز مونده به کنکور‌،‌‌از یه طرف واقعا خوشحالم که داره تموم میشه و از طرفی غمگینم چون اونجوری که باید و شاید اماده باشم نیستم 😞

انتظارات اطرافیانم بیش از حد بالاست ....

خسته شدم از کم خوابی !

از ۹خرداد که آخرین امتحانم رو دادم دیگه از خونه بیرون نرفتم 😶

حالم از هیکل و قیافه خودم بهم میخوره !

انتظار زیادیِ دلم می‌خواد با آرامش بخوابم ؟

اینقدر لرزش دستام زیاد شده که دیگه مداد هم نمیتونم دست بگیرم 😞😔

چشمام همش پر از اشکِ😪

دلم می‌خواد یکی رو اینقدر بزنم که له شه 🤦🏻‍♀️

بمیرم داداشم اومده میگه بیا من رو بزن راحت شی 😞 فقط کم نیار و ناامید نشو...

دوست ندارم بشینم پشت کنکور چون توانمندیشو ندارم ....

از اومدن نتایج میترسم .... 

از جواب دادن به بقیه میترسم ...

از ناراحتی خانواده میترسم ...

روحم خسته است و جسمم رو هم خسته کرده 😔

خدآیا خسته ام میشه منو ببری پیش خودت ؟


+مدتی هست به هیچ کدوم از شما سر نزدم و نظر هم نگذاشتم که شرمنده ام😔 برا همین کامنت دهی رو غیرفعال می‌کنم که شرمنده تر نشم 😞

+چند نفر برام نظر گذاشتید که نمیتونم جواب بدم ببخشید 😔 تو اولین فرصت جواب میدم 😘

+میشه اگر کسی این متن رو خوند برام دعا کنه ؟؟؟


  • ۹۷/۰۳/۲۴
  • سـَمآنـھ.ر