پارادوکسِ خیالِ من

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیل» ثبت شده است

خدا میدونه چقدر دلم برای این کیبورد و  لمس حروف تنگ بود !

خیلی وقت بود نتونسته بودم بیام سراغ لپ تاپ و همش با گوشی مینوشتم !!

امروز بعد از 12 روز به خودم off دادم و دیگه قرار نیست درس بخونم :)

وای که چقدر کار دارم و این وسط پدیده ای به نام 13 هم باید به در شه (!)

از 1 فروردین ماه که یک سالنامه خوشگل از داییم عیدی گرفتم دارم هرشب وقایع مهم روز رو یادداشت میکنم و همین چقدر ذهنم رو مرتب کرده !!


+نمدونم چرا الان که میتونم با خیال راحت و بی توجه به زمان بنویسم چیزی برای نوشتن ندارم ؟؟

باور کنید بقیه روزا اینقدر به نوشتن نیاز داشتم ولی نشد برام که بنویسم !!!


+امیدوارم زودتر این وقایع تلخ سیل و سیل زدگی تموم شه !!

  • سـَمآنـھ.ر

روزهای خوبی نیستن این روزا !

من خودم و خانوادم خوبیم ولی حال دل هیچ کس اینجا خوب نیست 

خانواده هایی که بدترین لحظات رو گذروندن 

آدمهایی که ماشینشون پیدا شده ولی هیچ اثری از خودشون نیست 

اون بچه ای که جسم بدون جانش افتاده بود توی آب ها و ماشینها میخوردن به اون جسم ....

اون عروس دامادی که اومدن ماه عسل و الان از این خانواده تازه تشکیل فقط یه داماد مونده ....

شبهایی گذشت که فقط دعا میکردم وقتی صبح بیدار میشم توی همین اتاق با همین وضعیت بیدار شم...

شبی که از شدت بارندگی آب اومده بود پارکینگمون تا یه ارتفاعی و چقدر سخت گذشت ...

اون تگرگ ها که به شدت پرتاب یه سنگ میخوردن به زمین...

فقط میتونم بگم توانایی اینو دارم که ساعتها فقط بشینم گریه کنم برای این مردم و خودم و این روزا...

98 از روزهای اولش داره خودشو نشون میده انگار....

دعا میکنم برای همه آدمهای این خاک که هیچ شبی رو با ترس از مرگ به صبح نرسونن !

دعا میکنم دل تمام خانواده های غم دیده آروم شه و بتونن صبر کنن !

دعا میکنم همه گم شده ها صحیح و سالم برگردن پیش خانواده هاشون !

خدایا خودت آرامش رو برگردون به این حوالی....


+مرسی از رفیقای عزیزتر از جونم که با کامنتهاشون اینجا و چه با زنگ و پیامک روی گوشیم احوالمو میپرسیدن !دلم گرمه به داشتن همه شما :*


  • ۰۷ فروردين ۹۸ ، ۱۵:۵۵
  • سـَمآنـھ.ر