این روزا اینقدر حجم افکار توی سرم زیادن که واقعا دارم کم میارم !
خوشحالم ازینکه فقط 37 روز دیگه تا کنکور مونده !
در عین حال هم ناراحتم ازینکه 37 روز دیگه مونده !
خوشحالم چون داره تموم میشه !
و ناراحتم چون زمان زیادی نمونده و تنبلی این روزام حسابی عنان کار رو از دستم گرفته !
ولی میدونید این خوشحالم میکنه که امسال focus اصلیم روی اینه که سر جلسه با آرامش تمام اون چه خوندم رو پیاده کنم !
یکی از دوستام که یکسالی ازم بزرگتره و امسال رفت دانشگاه چند وقت پیش بهم گفت ببین سمانه من این راه رو رفتم ! اعتماد کن به خدا ! از تلاشت دست نکش ولی در عین حال هم حس کن یک نفر هست که میخواد یه کاری کنه که در نهایت تو خوشحال باشی ! شاید حتی الان ناراضی باشی از حالت ولی بعدا خیلی ازش تشکر میکنی !
خودش عشق و زندگیش پزشکی بود! بعد رتبه امسالش حدود 1000 تا فاصله داشت برای قبولی پزشکی ! دیگه رفت سراغ فرهنگیان و الان داشنجوی آموزش ابتدایی شهر خودمونه :)
بهم گفت : الان اینقدر خوشحالم از جایگاهم که حتی بهم بگن برگرد پزشکی بهترین دانشگاه نمیرم ! میگفت کل تابستون رو گریه میکردم که چرا نشد ولی الان هر روز صبح دارم از خدا تشکر میکنم که نشده !
با حرفای دوستم ته دلم یه جورایی گرم شد ! به اینکه خدا میبینه و قطعا تمام اون سختی ها و اتفاقات بد مهر 97 رو برام جبران میکنه :)
خدایا من بهت اعتماد میکنم و مطمینم در نهایت اتفاقی میافته که من خوشحال خواهم بود ^_^