میدونید وقتایی که حالم خوب نیست و در جواب چرا حالت خوب
نیست ؟
لبخند میزنم ومیگم: هیچی !
دقیقا همون موقع ها واقعا خیلی چیزا باعث این حال بد من شده
ولی اینقدر زیاد هستن که ترجیح میدم بگم همون هیچی !
چون واقعا با حرف زدن با بقیه خوب نمیشم و در نهایت تنهایی
باید حال خودمو خوب کنم !
من همیشه حس میکنم بیماریهایی که روحمون رو درگیر خودش
میکنه به شدت دردناک تر از بیماریهای جسمی هست !
روح بیمار تا حد زیادی جسم رو هم تحت تاثیر خودش قرار میده
!
از صبح تا الان قفلم روی آهنگ شهزاده بی عشق از ایهام و
دارم آروم باهاش میخونم و اشک میریزم !
حس میکنم با خودم غریبه شدم !
حس میکنم یه چیزایی درست وسط زندگی من هست که هیچ ربطی بهم
نداره !
حس میکنم این زندگی که من دارم اصلا اونی نیست که میخوام !
حس میکنم با همه باید دعوا کنم !
حس میکنم ته همه تلاشهام پوچه ! و در نهایت به اون زندگی که
میخوام برسم !
تمام افکارم با هم متناقض شده ! خودم نمیتونم تشخیص بدم
کدوم درسته؟ کی درست فکر میکنه ؟
اینهایی که نوشتم شاید 10% ازشون مربوط بشه به حال پشت
کنکوریم و این زندان لعنتی که بابت کنکور برا خودم ساختم !!
ولی نگران اون 90% هستم که حتی بعد از کنکورم نتونم با خودم
حلشون کنم !
چند روز پیش داشتم با برادرم حرف میزدم که یهو گفت چقدر زیر
چشمات سیاه شده !
منم بهش درباره ی
کم خوابیهای چند وقت اخیرم بهش گفتم و اینکه همون چند ساعت خواب هم با استرس و ترس
از خواب موندن دارم میگذرونم !
نمیدونم چرا ولی از سر حسادت به خواب نه چندان کم و پر از
آرامشش بهش گفتم :
خودت مگه ارشد نداری؟ چرا نمیخونی ؟چرا میخوابی اصلا
اینقدر؟
میدونید گفت چی ؟
گفت : ببین سمانه همه مدل من دارن زندگی میکنن این تویی که
عجیبی !
مگه خودت خیلی حالت خوبه که تلاش میکنی منم مثل تو زندگی
کنم ؟
در اون لحظه فقط تونستم سکوت کنم !
ولی الان حس میکنم داره درست میگه !
من خیلی زندگی رو دارم به خودم سخت میگیرم ! عملا زندگی
نمیکنم !فقط تلاش میکنم که زندگی کنم !! ولی متوجه نیستم همین ثانیه هایی که دارن
میگذرن زندگی من هستن و هیچ تضمینی برای بودنم در 1 دقیقه بعد نیست ! برام جالبه
که چرا دارم تلاش میکنم بقیه هم مثل من باشن ؟!
کاش بتونم یکم با آرامش این روزها رو بگذرونم و حالم خوش
باشه !
پ.ن: من اینکه زمان میگذارید و اینجا رو میخونید از اعماق
قلبم ازتون تشکر میکنم و هیچ وقت نخواستم کسی حتی در برابر کامنتی که گذاشتم بیاد
اینجا رو بخونه ولی الان یه خواهشی دارم ؟!
میشه چه کسایی که همیشه همراه بودین و برام مینوشتید و چه
خاموشهای اینجا و چه کسی که بار اول اینجا رو میخونه برام از قشنگیای زندگی
بنویسید ! حتی کوچیک ترین چیزی که فکر بهش حالتون رو خوب میکنه ! و بهم انرژی مثبت
بدید که حالم خوب شه ؟
فقط همین یکبار خاموش نباشید :*