چهلُ پنجمیش

  • سـَمآنـھ.ر
  • جمعه ۳۰ آذر ۹۷
  • ۲۰:۱۹

از حوزه آزمون اومدیم بیرون و نشستیم زیرِ یکی از آلاچیقآ و شروع کردیم ازین در و اون در صحبت کردن ....

یک دختر بچه حدودا ۴ ساله دست در دستِ یک پیرمردِ ۷۰ ساله داشت همون حوالی راه میرفت و بهانه گیری میکرد ..

تویِ ذهنم اینجوری تصور کردم که حتما این پیرمرد اومده دنبالِ نوه دیگرش که شاید خواهرِ همین کوچولو باشه :)💜

حسابی گرم ِ صحبت کردن بودیم که یکهو یک خانومِ محجبه که نهایتا هم سنِ خودم یا یک سال بزرگتر از حوزه ازمون خارج شد و دختربچه با دیدن این صحنه یه لبخندِ زیبا زد و دستِ پیرمرد رو رها کرد و به سمت اون خانوم دوید

یکهو با گفتن مامانی مامانی دختربچه من به خودم اومدم

و من بودم خیره به صحنه بغل کردن مادر دختری که شاید نهایتا ۱۵ سال اختلاف سنیشون بود

چند لحظه به فکر فرو رفتم ...

از تفاوت فکری منُ خیلی از هم نسل هام!

من چیزی که از زندگیم میخوام با ۸۰٪ هم نسل هام کاملا متفاوتِ 🤷🏻‍♀️

بحثِ من ازدواج و بارداری زود اون خانوم نیست ؛ 

توی جمع های دخترونه همه دوستام از ارزوهای آیندشون میگن و من فقط نگاهشون میکنم !

ارزوهایی که با عشق میگن ؛ 

-سالِ اینده تولدمو با شوهرم (!) بگیریم و بغلش کنم !

-آخ چه کوچولویِ نازی ، کاش منم زود ازدواج کنم و یه نی نی همین جوری بیارم !

-میدونی سمانه جدیدا حس میکنم نیاز دارم به یک تکیه گاه محکم ! نه پدر و برادر و اینا ! شوهر میخوام

-اخ کاش الان به جایِ این درسا تو خونه خودم و عشقم آشپزی میکردم و با عشق به خونم میرسیدم!

-چرا خواستگار نیست؟ من واقعا دوست دارم ازدواج کنم

-برم دانشگاه عاشق شم ازدواج کنم !

-یه شوهر پولدار میکنم !

-.......

و من تمام مدت پر میشم از احساسِ پوچ 

ازین که چرا آینده ای که من همیشه برای خودم تصور میکنم هیچ کدوم ازینا را در بر نداره !؟

ده سالِ آینده من ؛ 

ورود به دانشگاه و رشته مورد علاقم 

از سالِ دوم رشته برم سرکار برای کسب تجربه 

گذروندن طرحم

کار کار کار و پس انداز و استقلال مالی

و در نهایت مهاجرت به اون کشوری که سالهاست عشقش همه وجودمو فراگرفته


ازدواج؟ بچه ؟ عاشقی؟ غذا پختن؟ عروسی؟ 


نمیدونم من عجیب دارم فکر میکنم یا بقیه؟ 

ولی مطمینم به ما دخترا دیکته کردن؛

تو باید ازدواج کنی

خرجی به عهده شوهرتِ

وظیفه ات اینه غذا درست کنی

مهم نیست تو بچه بخوای یا نه باید بیاری

کار نکن اگر کردی حقوقت تمام متعلق به خودته نبینم یک ریالشو خرج زندگیت کنیا وظیفه شوهرته به تو چه!


فقط خودِ ما دختراییم که میتونیم خودمونو نجات بدیم ....

خوشحال میشم اگر کسی هنوز اینجا رو میخونه نظرشو بهم بگه !

پ.ن : من ازدواج زود هنگام و کار نکردن زن و فلان رو محکوم نکردم فقط اجبار و ذهنیت منفی رو نقد کردم :)

  • نمایش : ۸۰
  • جناب قدح
    سلام :)
    از الان نگران آینده ای که نیومده نباش
    ان شاءالله به لطف خدا بهترین آینده رو برای خودت میسازی

    یلداتم مبارک :)
    سلام جناب قدح عزیز
    خوبید ؟ 
    شب یلدای خوبی داشته باشید 🦋🌷

    مرسی 
    بهار ...
    من الان ۳۴ سالمه و توی ۲۷ سالگی حس کردم خب الان وقتشه ازدواج کنم که خب موفق نشدم .زیادی متفاوت باشی آسیب میبینی ،خودت باش اما نخواه زیاد متفاوت باشی
    سلام بهارجانم خوبی؟ 
    من اصلا دوست ندارم متفاوت باشم فقط افکارم ناخواسته کاملا با اطرافیانم فرق داره ! 
    مرسی از نظرت عزیز دلم ❤️❤️
    بهار ...
    سلام عزیزم شکر من خوبم تو خوبی؟
    قربونت برم خوبم 🌷🦋
    ربولی حسن کور
    سلام
    هیچ دلیلی نداره همه مثل هم فکر کنن
    مطمئن باشید که شما در آینده زندگی موفق تری خواهید داشت
    سلام استاد
    خوب هسید ؟ 
    کاملا درسته ! 
    مرسی از جمله آخر 🦋یه عالمه حسِ خوب ریخت تو دلم :)
    علیرضا کتانی
    الان این فمینیسم و من چقد متفاوتم و اینا خودشون تبدیل به یجور مُد و شوآف شدن٬ امیدوارم شما ازونا نباشید.
    سلام 
    قبل از جواب به سوالتون یه تشکر ویژه میکنم که رک و صادقانه نظرتونو بیان کردین 👍🏻🌺
    خب من هیچوقت و هیچ کجا نمیگم من فمنیست هستم چون نیستم 
    من مدت زیادی رو روز افکار فمنیستی تحقیق کردم با حدود ۶۰٪ مواقف بودم فقط ...
    اگر نوشتم به ازدواج فکر نمیکنم دلیل بر فمنیستی من نیست چرا که فمنیست نمیگه ازدواج نکن میگه عاشق شو و با برابری ازدواج کن :) 
    قبول دارم که امروزه خیلی از ادما بدون اینکه کامل به موضوعی واقف باشن دربارش ادعا دارن ا
    من اینجا رو به عنوان بک جایی در نظر دارم که چیزایی که تو ذهنم میگذره رو بنویسم بدون اینکه توسط آدمای حقیقی قضاوت شم 
    هیچ وقت نگفتم تفاوت من و هم نسلام خوبه ... 
    فقط از اونچه ذهنم درگیرش بود نوشتم تا ذهنم باز شه ... 

    به عنوان جمله آخر ؛
    حداقل من خودم میدونم که ازوناش نیستم :)

    مرسی از حضورتون 🌷
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">