:)

مَـن فَقَط مینـویسمـ تـآ بِمـآنَـد

هشتمیشـ

قبلا هر وقت اراده میکردم ؛
گریه میکردم...
از فرط حساسیت زیآد هم با کوچیک ترین حرفی ؛
گریه میکردم..
از دیدن گریه و ناراحتی کسی ؛
گریه میکردم..
یآد آدمآیی که نبودن ؛
گریه میکردم..
زیآد گریه میکردم ولی خآلی میشدم :)

ولی الآن !؟ 
تو همه این مدت ؛
دارم یه بغض لعنتی رو تو گلوم نگه میدآرم..
هر شب دارم تلاش میکنم گریه کنم ولی دریغ از یه قطره اشک !؟

وآقعیتش بآ وجود این همه آدم تو زندگیم ولی خیلی تنهآم..
اون قدر تنهآم که هیچ کس رو ندآرم که تو این حال بغلش کنم و زار زار به حال خودم گریه کنم..
یه چیزی بگم !؟
مامانم رو به اندآزه همه زندگیم دوست دآرم ؛
ولی تفاوت سنی نسبتآ زیآد ما بآعث شده به جآی صمیمیت زیآد،بینمون احترام خاص و خشکی هست که من میتونم فقط در حد روزمره باهاش حرف بزنم..
الآن وآقعا تنهآم..

این روزآ حتی خدآ هم دیگه نیست...

میشه برآم دعآ کنید ؟

sara nr
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۷:۳۶
بیاو بغل خودم :)))

پاسخ :

کاش سارا واقعا الان کنارم حضور فیزیکی داشتی...
کاش...
میم . الف
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۷:۵۰
:'(

پاسخ :

:'(
استاد بزرگ
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۷:۵۲
گاهی وقت ها گریه خوبه و آدم رو قشنگ خالی میکنه ...
اینم گه گفتین خدا نیست اتفاقا خدا همیشه هست ... فقط گاهی وقت ها این خود ما آدمها هستیم که خدا رو تو دلمون راه نمیدیم ...
البته شایدم گاهی وقتها خدا میخواد صبرمون رو امتحان کنه ...
خدا خودش میگه بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را ..
پس به خدا توکل کنین و از ته دل خدا رو صدا کنین انشاالله حالتون خوب میشه.
حال دلتون شاد.
:)

پاسخ :

آره قشنگ غمآی دل رو میشوره میبره...
من به اینکه خدا همیشه هست کل عمرم معتقد بودم ولی الآن باور کنید هر چی صدآش میزنم تو دلم حسش نمیکنم مث قبل...
اگرچه اینقدر گناهکارم که اگر خدا هم نگاهم نکنه حق رو میدم بهش...

ممنون استآد بزرگ !
Va hid
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۷:۵۹
امیدوارم  تنهایی و مشکلاتتون حل بشه!!

پاسخ :

سپاس 
sara nr
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۸:۲۱
بی بلا:)
مرســـی...ایشالا ایشالا :)

پاسخ :

🌸😍🌷🍇🌸💜
tiktik tiki
۱۱ خرداد ۹۷ , ۱۸:۲۱
:((

پاسخ :

:'(
حوا ...
۱۱ خرداد ۹۷ , ۲۲:۳۷
خدا هست... ما دوریم

پاسخ :

اوهوم...خیلی دوریم خیلی...
بانو ...
۱۲ خرداد ۹۷ , ۰۰:۱۵
چشم حتما 
التماس دعا
:(

پاسخ :

قربونت برم 💞🌸
محتاجم به دعآ 💜
آرام :)
۱۲ خرداد ۹۷ , ۱۸:۰۵
😞😞😞

من نیز همین حال را ...

پاسخ :

بیا با هم گریه کنیم آرام جآنم :)
ح. شریفی
۱۴ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۶
صمیمیت با پدر و مادر حس خوبی داره
امیدوارم مشکلات شما حل بشن

پاسخ :

بله درسته🌸
مرسی جناب شریفی 🌷
Selenoguard ×_×
۱۶ خرداد ۹۷ , ۰۰:۱۰
همین که میگی برات دعا کنیم ینی خدا هست ^_^ 
چرا آخر دعا اول دعا میایم و دعات میکنیم ^_^ 

فکر میکنم مشکل اکثر ماهاست(نسلمون) که خیلی با مادر و پدرامون غریبه ایم. ولی به شدت دوسشون داریم

پاسخ :

معلومه که خدآ هست....
این منم که ازش دور شدم...
تو که مهربون منی :* :*

آره دقیقا...
حتی نسلآی قبل هم کم و بیش این مشکل رو دارن :(
Maryam
۱۷ خرداد ۹۷ , ۲۲:۴۶
سلام 
جسارتا ته طغاری هستین ؟ محض کنجکاوی پرسیدم چون گفتین با مادرتون تفاوت سنی زیادی دارین ، من ته طغاری هستم و با مادرم تفاوت سنی زیادی دارم 
-۲۵ هستین ؟ من تا ۲۴ سالگیم با گریه بیگانه بودم اما وقتی وارد ۲۵ سالگی شدم انگار دریایی از احساسات سرکوب شده در چشمان من موج میزند ، نگران نباشین به مرور زمان همه چی حل میشه 

پاسخ :

سلام عزیزم. بله ته تغاری هستم :) تفاوت سنی زیادم به خاطر ته تغاری بودنم نیست چون کلا دو تا بچه ایم با فاصله سنی کم . ولی خب مادرم به خاطر شرایط تحصیل و شغلش و اینا دیرتر بچه دار میشه ! من 18 ساله ام مریم جون . آره خدآ هست چرا ناراحت باشم ؟ 
آوا Sh
۲۰ خرداد ۹۷ , ۰۸:۵۴
کمرنگ و پررنگ نداره عزیزدلم درسته که من دوس دارم دوستام پررنگ باشن و کامنت بذارن اما اگر دوستان به هردلیلی هم کمرنگ باشن من همونقدر دوسشون دارم...
باشه گلم درک میکنم...از ته دلم دعا میکنم کنکورتو عالی بدی.

پاسخ :

قربونت برم عزیز دلم ❤️❤️❤️
دتری
۲۳ خرداد ۹۷ , ۰۹:۰۱
سلام جانانم
خوبی؟
کجایی بی معرفت
دلم تنگ شد برات

پاسخ :

الان میام پیشت عزیز دلم
خانوم خونه
۲۴ خرداد ۹۷ , ۰۰:۰۱
سلام خانم...
فراموشم کردی درسته ؟؟؟؟

پاسخ :

سلام عزیز دلممممم
مگه میشه فراموش کنم ؟؟؟؟
شرمنده ام بی معرفتیام

به زودی میام پیشت ❤️❤️❤️
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نهـ تُ می مانیـ ُ نهـ اندوهـ
و نهـ هیچـ یـِکـ از مردمـِ این آبادیـ
بهـ حبابِ نگرانِ لبـِ یِکـ رود قـسمـ
و بهـ کوتاهیـ آن لحظهـ شادی کِهـ گُذشتـ
غُصهـ همـ میگذرد
آنچنانیـ کهـ فَقَط خاطره ایـ خواهَد مانـد
لَحظهـ هآ عریاننـد
بهـ تنـِ لحظهـ خُود ، جامهـ اندوهـ مَپوشانـ هـرگـز
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan